بلاگ

بازسازی The Legend of Zelda: Ocarina of Time برای نینتندو سوییچ ۲؛ تغییرات گیمپلی، گرافیک 4K و قابلیت جدید Trails of Time
بازسازی بازی The Legend of Zelda: Ocarina of Time یکی از موردانتظارترین پروژههای نینتندو برای کنسول سوییچ ۲ محسوب میشود؛ اثری که قرار است تجربه یکی از تأثیرگذارترین بازیهای تاریخ را با گرافیک مدرن، موسیقی بازتنظیمشده و تغییرات قابلتوجه در گیمپلی به نسل جدید بیاورد. این نسخه علاوه بر بهبودهای بصری، قابلیتهایی مانند دویدن لینک، پرش دستی، دوربین آزاد و سیستم تازهای برای ثبت مسیر ماجراجویی را در اختیار بازیکنان قرار میدهد.
نسخه اصلی Ocarina of Time در سال ۱۹۹۸ منتشر شد و بهدلیل طراحی مراحل، معماهای خلاقانه و تأثیرگذاری بر بازیهای سهبعدی، جایگاه ویژهای در تاریخ صنعت بازی دارد. حالا نینتندو قصد دارد این ماجراجویی کلاسیک را با استانداردهای امروزی بازسازی کند؛ تصمیمی که هم طرفداران قدیمی را هیجانزده کرده و هم بحثهایی درباره تغییر طراحی هنری شخصیت لینک به وجود آورده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، The Legend of Zelda: Ocarina of Time در تاریخ ۵ نوامبر ۲۰۲۶ (۱۴ آبان ۱۴۰۵) برای نینتندو سوییچ ۲ عرضه میشود. در ادامه، نگاهی به مهمترین تغییرات این بازسازی، قابلیتهای جدید، گرافیک، موسیقی و ویژگی Trails of Time خواهیم داشت.
بازسازی Ocarina of Time چه تغییراتی نسبت به نسخه اصلی دارد؟
یکی از مهمترین چالشهای بازسازی یک بازی کلاسیک، ایجاد تعادل میان وفاداری به نسخه اصلی و استفاده از قابلیتهای سختافزاری جدید است. نینتندو در بازسازی Ocarina of Time تلاش کرده هویت اصلی بازی را حفظ کند، اما تجربه کنترل شخصیت و گشتوگذار در دنیای هیرول را به استانداردهای امروزی نزدیکتر سازد.
در نسخه اصلی، حرکت لینک به شکل امروزی بازیهای سهبعدی روان نبود و بازیکنان برای عبور از محیطهای بزرگ، بیشتر به غلت زدنهای پیاپی متکی بودند. این روش در زمان خودش بخشی از طراحی بازی محسوب میشد، اما حالا با اضافه شدن قابلیت دویدن، حرکت در دشتها و مسیرهای طولانی راحتتر شده است.
از طرف دیگر، نینتندو تغییرات مهم دیگری نیز در کنترلها ایجاد کرده است. لینک حالا میتواند بهصورت دستی بپرد، دوربین را آزادانه بچرخاند و از نوار موجودی برای دسترسی سریعتر به ابزارها استفاده کند. این تغییرات باعث میشوند تجربه بازی برای افرادی که به آثار ماجراجویی مدرن عادت دارند، قابلدسترستر باشد.
نکته جالب اینجاست که بسیاری از این قابلیتها سالهاست در بازیهای سهبعدی رایج هستند؛ بااینحال، اضافه شدن آنها به Ocarina of Time میتواند تجربه آشنای این اثر را به شکل محسوسی تغییر دهد، بدون اینکه لزوماً ساختار اصلی ماجراجویی را کنار بگذارد.
قابلیت دویدن و پرش دستی لینک چگونه گیمپلی را تغییر میدهد؟
یکی از تغییرات محسوس بازسازی، امکان دویدن لینک است. در نسخه کلاسیک، حرکت در محیطهای بزرگ و عبور از دشت هیرول میتوانست به زمان بیشتری نیاز داشته باشد. حالا لینک میتواند با سرعت بیشتری حرکت کند و برای پیمودن مسیرهای طولانی کمتر به غلت زدن وابسته باشد.
قابلیت پرش دستی نیز تغییر مهمی در کنترل شخصیت ایجاد میکند. این ویژگی به بازیکن امکان میدهد هنگام حرکت در محیط، کنترل مستقیمتری بر پرشهای لینک داشته باشد؛ موضوعی که میتواند حس حرکت در دنیای سهبعدی را با انتظارات امروزی هماهنگتر کند.
دوربین آزاد یکی دیگر از ویژگیهای تازه بازی است. بازیکنان میتوانند زاویه دید خود را بهتر تنظیم کنند و محیط اطراف را از زوایای مختلف ببینند. چنین تغییری در بازیای که بخش مهمی از تجربه آن به گشتوگذار، بررسی محیط و حل معما وابسته است، اهمیت زیادی دارد.
در کنار این موارد، نوار پیمایشی موجودی جایگزین بخشی از رفتوآمدهای مکرر در منوها شده است. بازیکنان میتوانند سریعتر میان ابزارها حرکت کنند و زمان کمتری را صرف مدیریت تجهیزات کنند.
این تغییرات شاید در مقایسه با قابلیتهای بازیهای مدرن انقلابی به نظر نرسند، اما برای اثری که ساختار اصلی آن به سال ۱۹۹۸ بازمیگردد، میتوانند تجربهای روانتر و امروزیتر ایجاد کنند.

تیرکمان حرکتی و تغییرات کنترل در بازسازی زلدا
یکی از نمونههای جالب تأثیر کنترلهای جدید، بخش تیراندازی در میدان تیر شهر قلعه است. در نسخه اصلی، نشانهگیری با آنالوگ استیک میتوانست برای بازیکنان دشوار باشد و صاحب میدان تیر نیز از اشتباهات آنها سود میبرد.
در نسخه جدید، نرخ فریم پاسخگوتر و کنترل حرکتی تیرکمان به بازیکنان کمک میکند نشانهگیری دقیقتری داشته باشند. در نتیجه، هدفگیری و زدن اهداف میتواند راحتتر از نسخه اصلی انجام شود.
این تغییر از یک طرف تجربه بازی را روانتر میکند، اما از طرف دیگر ممکن است تعادل بعضی بخشهای قدیمی را نیز تغییر دهد. در نسخه کلاسیک، دشواری کنترلها بخشی از تجربه بازیکن بود؛ حالا که ابزارهای دقیقتری در اختیار او قرار گرفتهاند، بعضی چالشها ممکن است آسانتر شوند.
حتی گزارش تجربه نسخه نمایشی بازی به نکتهای جالب اشاره میکند: با دقیقتر شدن نشانهگیری، کسب امتیاز در میدان تیر دیگر به دشواری قبل نیست و کسبوکار شخصیت ادارهکننده آن نیز دیگر مانند گذشته از خطاهای بازیکنان سود نمیبرد!
گرافیک 4K بازسازی Ocarina of Time چه تفاوتی ایجاد میکند؟
یکی از بزرگترین تغییرات این نسخه، بازسازی بصری دنیای هیرول برای نمایشگرهای مدرن است. در نسخه جدید، محیطها با جزئیات بیشتری طراحی شدهاند و جلوههای نورپردازی، پوشش گیاهی و سطوح مختلف، ظاهر تازهای به مناطق آشنا میبخشند.
برای مثال، در خانه جنگلی لینک میتوان پوشش گیاهی متحرک را مشاهده کرد و نور خورشید روی بستر رودخانه جلوههای مرمری و متنوعی ایجاد میکند. همچنین نمایش چالههای آب، انعکاس نور و جزئیات سطح زمین به طبیعیتر شدن محیط کمک میکنند.
با وجود این پیشرفتها، بازسازی نمیتواند الزاماً همان حس شگفتیای را ایجاد کند که بازیکنان در سال ۱۹۹۸ هنگام ورود به دشت هیرول تجربه کردند. آن زمان، عبور از یک فضای سهبعدی گسترده و دیدن محیطی که در پیش روی بازیکن قرار داشت، تجربهای متفاوت بود؛ اما امروزه بازیهای جهانباز بزرگی مانند Breath of the Wild انتظارات مخاطبان از مقیاس محیط را تغییر دادهاند.
به همین دلیل، دشت هیرول در بازسازی جدید ممکن است در مقایسه با جهانهای باز مدرن، محدودتر به نظر برسد. بااینحال، طراحی هنری و جزئیات بصری تازه میتوانند تجربه گشتوگذار در این محیط کلاسیک را جذابتر کنند.
نکته مهم این است که هدف بازسازی صرفاً بزرگتر کردن جهان بازی نیست؛ بلکه نینتندو میخواهد محیط و ساختار اصلی Ocarina of Time را با کیفیت تصویری مناسب نمایشگرهای امروزی ارائه دهد.
چرا طراحی جدید لینک بحثبرانگیز شده است؟
درحالیکه جزئیات محیط هیرول با استقبال قابلتوجهی روبهرو شدهاند، طراحی جدید لینک واکنشهای متفاوتی به دنبال داشته است.
در این نسخه، چشمان لینک بزرگتر و شفافتر به نظر میرسند و گونههای برجسته او نور را به شکلی منعکس میکنند که ظاهر شخصیت را به عروسکهای براق و چینی نزدیک میکند. بعضی از منتقدان معتقدند این طراحی بیش از اندازه بر جلوههای بصری نسل جدید تکیه دارد و ممکن است از هدف هنری نسخه اصلی فاصله بگیرد.
این انتقادها بیشتر به این موضوع مربوط میشوند که آیا افزایش جزئیات گرافیکی همیشه به معنای طراحی هنری بهتر است یا خیر. در برخی بازسازیها، تلاش برای استفاده حداکثری از توان سختافزار میتواند باعث شود ظاهر شخصیتها از سبک اولیه فاصله بگیرد.
بااینحال، تجربه نمایش بازی در حال حرکت نشان میدهد که طراحی جدید لینک در کنار محیطهای بازسازیشده هماهنگی قابلقبولی دارد. ظاهر براق و جزئیات بیشتر شخصیت، برای برخی مخاطبان یادآور سبک بصری Twilight Princess است؛ اثری که خود رویکردی واقعگرایانهتر و جدیتر به دنیای هیرول داشت.
در نتیجه، طراحی جدید لینک را نمیتوان صرفاً به تلاش برای نمایش گرافیک 4K محدود کرد. این تغییر میتواند بخشی از برداشت هنری نینتندو از شخصیت و دنیای بازی باشد؛ هرچند هنوز مشخص نیست تمام طرفداران با این رویکرد ارتباط برقرار کنند.

آیا ظاهر عروسکی لینک به سبک هنری ژاپنی ارتباط دارد؟
یکی از دیدگاههای جالب درباره طراحی جدید لینک از سوی تاکایا ایمامورا مطرح شده است؛ هنرمند باسابقه نینتندو که سابقه فعالیت بهعنوان مدیر هنری در مجموعه The Legend of Zelda را دارد.
ایمامورا در شبکه اجتماعی X احتمال داده است که طراحی شخصیت لینک تحت تأثیر علاقه شیگرو میاموتو، خالق مجموعه زلدا، به هنر نمایشی عروسکی ژاپنی یا Ningyōgeki قرار گرفته باشد.
این برداشت میتواند توضیحی برای ظاهر خاص شخصیت باشد؛ چهرهای با پوست صاف و براق، گونههای برجسته و ویژگیهایی که تا حدی یادآور عروسکهای نمایشی هستند.
پل مککوئید، نویسنده و مترجم، نیز معتقد است چنین برداشتی از نظر فرهنگی قابلتصور است. به گفته او، نمایش عروسکی در ژاپن صرفاً هنری مختص کودکان تلقی نمیشود، بلکه سنتی هنری با سابقه و جایگاه قابلاحترام است.
او همچنین احتمال داده که میاموتو از برنامههای عروسکی شبکه تلویزیونی NHK در دوران پس از جنگ جهانی دوم و دوره شووا تأثیر گرفته باشد. بااینحال، این موضوع همچنان یک تفسیر هنری است و نینتندو توضیح رسمی و قطعی درباره منبع الهام طراحی جدید لینک ارائه نکرده است.
مککوئید معتقد است ظاهر کودکانه لینک میتواند با ماهیت جنگل و جامعهای که کودکان آن هرگز بزرگ نمیشوند هماهنگ باشد. از این منظر، طراحی عروسکمانند شخصیت صرفاً یک جلوه گرافیکی نیست، بلکه میتواند بازتابی از فضای داستانی بازی نیز باشد.
این دیدگاه همچنین پرسش مهمی را مطرح میکند: آیا بازسازی یک بازی کلاسیک باید ظاهر شخصیتها را دقیقاً مانند گذشته حفظ کند یا میتواند با استفاده از زبان هنری تازه، برداشت متفاوتی از همان جهان ارائه دهد؟
سیاهچالها و معماهای Ocarina of Time همچنان جذاب هستند؟
یکی از مهمترین دلایل ماندگاری Ocarina of Time، طراحی سیاهچالها و معماهای آن است. برخلاف بسیاری از بازیهای جهانباز جدید زلدا که آزادی عمل زیادی به بازیکن میدهند، این اثر بر ساختار سنتیتری تکیه دارد؛ ساختاری که در آن هر اتاق، دشمنان، ابزارها و سازوکارهای خاص خود را دارد.
در جریان پیشروی، بازیکن ابزارهای بیشتری به دست میآورد و باید از آنها برای حل معماها و عبور از موانع استفاده کند. به همین دلیل، طراحی سیاهچالها تنها به مبارزه محدود نمیشود و بخش مهمی از چالش به شناخت محیط و ارتباط میان اتاقها مربوط است.
در گزارش تجربه نسخه نمایشی، به معماهای معبد جنگل اشاره شده است؛ جایی که بازیکن باید در میان ارواح و مسیرهای پیچیده پیشروی کند و گاهی برای به خاطر آوردن راهحلها به سرنخهای محیطی نیاز دارد.
نکته جالب این است که با وجود گذشت نزدیک به سه دهه از طراحی نسخه اصلی، برخی از این معماها همچنان میتوانند بازیکنان باتجربه را به چالش بکشند. طراحی مراحل در سال ۱۹۹۸ انجام شده بود؛ زمانی که بسیاری از سازندگان هنوز در حال تجربه و آزمون روشهای طراحی مراحل سهبعدی بودند.
بااینحال، ساختار پیچیده معماری سیاهچالها و نیاز به درک ارتباط میان بخشهای مختلف، باعث شده است این معماها همچنان جذابیت خود را حفظ کنند.
برای طرفداران قدیمی، این موضوع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بازسازی قرار نیست صرفاً یک ماجراجویی آشنا را با ظاهر جدید عرضه کند، بلکه باید تجربه حل معماها و کشف مسیرها را نیز زنده نگه دارد.
موسیقی بازتنظیمشده Ocarina of Time چه ویژگیهایی دارد؟
موسیقی یکی از عناصر ماندگار نسخه اصلی بود؛ ملودیهایی که با وجود محدودیتهای صوتی سختافزار نینتندو ۶۴، به بخش مهمی از خاطرات بازیکنان تبدیل شدند.
در بازسازی جدید، موسیقی بازی با تنظیم ارکسترال تازهای ارائه میشود. این تغییر به ملودیهای شناختهشده اجازه میدهد با صدایی گستردهتر و جزئیات بیشتر اجرا شوند.
در نسخه اصلی، محدودیت نمونههای صوتی فشردهشده باعث میشد بعضی از سازها نتوانند تمام ظرفیت خود را نشان دهند. حالا تنظیم جدید فضای بیشتری برای اجرای سازها فراهم میکند و به موسیقی اجازه میدهد در صحنههای مختلف تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد.
یکی از بخشهایی که در تجربه نسخه نمایشی مورد توجه قرار گرفته، موسیقی هنگام قفل کردن هدف روی دشمن و ورود به مبارزه است. صدای سازهای بادی برنجی در این لحظات، حس تنش و انتظار را تقویت میکند.
این تغییرات میتوانند برای طرفداران قدیمی جذاب باشند؛ زیرا موسیقی آشنا را با کیفیتی تازه ارائه میدهند، بدون اینکه لزوماً هویت ملودیهای اصلی را از بین ببرند.
قابلیت جدید Trails of Time در بازسازی زلدا چیست؟
یکی از ویژگیهای تازهای که در اطلاعات منتشرشده از بازسازی معرفی شده، قابلیتی با نام Trails of Time است. این ویژگی به بازیکنان کمک میکند هدف بعدی خود را بررسی کنند و نگاهی دوباره به مسیر ماجراجویی طیشده داشته باشند.
بر اساس توضیحات منتشرشده در حساب رسمی ژاپنی زلدا در شبکه اجتماعی X، این قابلیت امکان مرور اتفاقات گذشته و بررسی هدف بعدی را فراهم میکند. همچنین با پیشروی بازیکن در داستان، یک نقاشی بزرگ شبیه به پردهنگاره بهتدریج کامل میشود.
وجود چنین سیستمی میتواند به بازیکنان کمک کند بهتر مسیر داستان را دنبال کنند؛ بهخصوص در بازیای که بخشهایی از ماجراجویی آن به کشف محیط، حل معما و به خاطر سپردن اتفاقات قبلی وابسته است.
در بازیهای امروزی، دفترچه مأموریت یا سیستم ثبت رویدادها به ویژگی نسبتاً رایجی تبدیل شده است. برای نمونه، برخی بازیها از دفترچه شخصیتها برای ثبت اتفاقات و یادداشتهای سفر استفاده میکنند. Trails of Time نیز از نظر کارکرد کلی میتواند یادآور چنین سیستمهایی باشد، هرچند شکل ارائه آن در Ocarina of Time با پردهنگارهای که بهتدریج تکمیل میشود، هویت بصری خاص خود را دارد.
بااینحال، هنوز جزئیات کاملی درباره تمام امکانات این قابلیت منتشر نشده است. مشخص نیست پردهنگاره صرفاً نقش یادآوری داستان را دارد یا در طول بازی جزئیات دیگری نیز به آن اضافه میشود.

پردهنگاره Trails of Time چه ارتباطی با داستان بازی دارد؟
یکی از نکات جالب درباره Trails of Time، واکنش طرفداران به ایده نقاشی بزرگی است که با پیشروی در ماجراجویی کامل میشود.
برخی از کاربران احتمال دادهاند که این تصویر بتواند شخصیتهای مهم داستان و اتفاقات اصلی را به شکلی هنری به نمایش بگذارد. در یکی از برداشتها، این پردهنگاره به تصویری از قهرمانان و شخصیتهایی مانند ساریا تشبیه شده است؛ هرچند چنین تفسیرهایی هنوز تأیید رسمی نشدهاند.
برخی دیگر نیز درباره احتمال تغییر ظاهر این تصویر در بخشهای مختلف داستان گمانهزنی کردهاند. برای مثال، این پرسش مطرح شده که آیا ممکن است پردهنگاره در نقطهای از ماجراجویی دچار تغییری داستانی شود یا عناصر تازهای به آن اضافه شوند.
در حال حاضر، اطلاعات رسمی فقط نشان میدهد که این تصویر با پیشرفت بازیکن بهتدریج کامل خواهد شد. بنابراین، هرگونه ارتباط دقیق آن با پیچشهای داستانی یا اتفاقات خاص بازی هنوز در حد حدس و گمان است.
بااینحال، همین ویژگی میتواند راهی جذاب برای نمایش پیشرفت بازیکن باشد و به او کمک کند مسیر ماجراجویی خود را به شکلی تصویری به خاطر بسپارد.
آیا بازسازی Ocarina of Time به نسخه اصلی وفادار میماند؟
یکی از پرسشهای اساسی درباره این بازسازی، میزان وفاداری آن به نسخه سال ۱۹۹۸ است. نینتندو با اثری روبهرو است که نهتنها برای بسیاری از بازیکنان خاطرهانگیز است، بلکه در شکلگیری استانداردهای بازیهای سهبعدی نیز نقش مهمی داشته است.
بازسازی بازیهای کلاسیک همیشه با یک چالش همراه است: اگر تغییرات کم باشند، ممکن است نسخه جدید از نظر فنی قدیمی به نظر برسد؛ اما اگر تغییرات بیش از اندازه باشند، احتمال دارد هویت هنری و تجربه اصلی بازی تحت تأثیر قرار بگیرد.
Ocarina of Time در نسخه جدید، کنترلهای مدرنتر، دوربین آزاد، سیستم موجودی سریعتر، موسیقی بازتنظیمشده و محیطهایی با جزئیات بیشتر دریافت میکند. بااینحال، ساختار سنتی سیاهچالها و معماها همچنان بخش مهمی از تجربه بازی را تشکیل میدهد.
این رویکرد میتواند برای بازیکنان قدیمی جذاب باشد؛ زیرا آنها بار دیگر با ساختاری آشنا روبهرو میشوند، اما این بار بدون برخی از محدودیتهای کنترلی نسخه اصلی.
از طرف دیگر، بازیکنان تازهوارد نیز میتوانند بدون نیاز به کنار آمدن با تمام محدودیتهای فنی سختافزار سال ۱۹۹۸، تجربهای مدرنتر از این ماجراجویی کلاسیک داشته باشند.
البته میزان موفقیت نهایی این رویکرد به این بستگی دارد که تغییرات جدید تا چه اندازه با طراحی اصلی بازی هماهنگ باشند و آیا بازسازی میتواند همزمان حس نوستالژی و تجربهای تازه را ارائه دهد یا خیر.
تاریخ انتشار Ocarina of Time Remake برای سوییچ ۲
طبق اطلاعات منتشرشده، The Legend of Zelda: Ocarina of Time در تاریخ ۵ نوامبر ۲۰۲۶ (۱۴ آبان ۱۴۰۵) برای کنسول Nintendo Switch 2 عرضه خواهد شد. این بازی یک تجربه تکنفره است و توسعه و انتشار آن بر عهده نینتندو قرار دارد.
انتشار بازسازی در سالی انجام میشود که مجموعه The Legend of Zelda چهلمین سالگرد خود را جشن میگیرد. در جریان برنامه ویژه زلدا نیز اطلاعات بیشتری درباره این پروژه و فیلم لایو اکشن مجموعه منتشر شده است؛ فیلمی که طبق برنامه اعلامشده قرار است در ۳۰ آوریل ۲۰۲۷ اکران شود.
با نزدیک شدن به تاریخ عرضه، توجه طرفداران بیشتر به این موضوع جلب شده که نینتندو چگونه میان گرافیک مدرن، تغییرات گیمپلی و وفاداری به طراحی کلاسیک تعادل برقرار خواهد کرد.
جمعبندی؛ آیا Ocarina of Time Remake ارزش تجربه دوباره را دارد؟
بازسازی The Legend of Zelda: Ocarina of Time تلاشی برای زنده کردن یکی از مهمترین بازیهای تاریخ در قالبی مدرن است. گرافیک بازسازیشده، موسیقی ارکسترال تازه، کنترلهای روانتر، قابلیت دویدن و پرش دستی و سیستم جدید Trails of Time از جمله تغییراتی هستند که میتوانند تجربه بازی را برای نسل جدید جذابتر کنند.
در عین حال، ساختار سنتی سیاهچالها و معماهای پیچیده همچنان بخش مهمی از هویت بازی را تشکیل میدهد؛ ویژگیهایی که حتی پس از گذشت نزدیک به ۳۰ سال نیز میتوانند بازیکنان را به چالش بکشند.
طراحی جدید لینک نیز یکی از بحثبرانگیزترین جنبههای بازسازی است. برخی آن را بیش از اندازه براق و دور از ظاهر کلاسیک میدانند، درحالیکه تفسیرهای دیگری این طراحی را به سنت هنر عروسکی ژاپن و فضای کودکانه دنیای زلدا مرتبط میکنند. هنوز مشخص نیست نینتندو دقیقاً با چه هدفی این ظاهر را انتخاب کرده است.
در نهایت، موفقیت بازسازی به این بستگی دارد که آیا میتواند بدون از بین بردن روح نسخه اصلی، تجربهای روانتر و چشمنوازتر ارائه دهد یا خیر. با توجه به تغییرات معرفیشده، این نسخه میتواند هم برای طرفداران قدیمی و هم برای بازیکنانی که تاکنون Ocarina of Time را تجربه نکردهاند، فرصتی تازه برای ورود به دنیای هیرول باشد.
The Legend of Zelda: Ocarina of Time در ۵ نوامبر ۲۰۲۶ برای Nintendo Switch 2 منتشر میشود. حالا باید دید آیا این بازسازی میتواند جایگاه یکی از ماندگارترین آثار تاریخ بازی را برای نسل تازه نیز حفظ کند.





بخش Trails of Time دقیقاً چه کار میکنه و روی گیمپلی معمولی هم تأثیر داره یا فقط یه قابلیت جانبیه؟
طبق اطلاعات موجود، Trails of Time یک سیستم تازه برای ثبت مسیر ماجراجویی معرفی شده، اما جزئیات دقیق عملکردش مشخص نیست. اینکه روی گیمپلی معمولی تأثیر دارد یا فقط قابلیت جانبی است، در توضیحات محصول نیامده و باید بر اساس اطلاعات تکمیلی همان محصول بررسی شود.